نوازنده و تمرین

مقالات آموزشی
9513  : تعداد بازدید تاریخ ارسال مقاله: پنج شنبه 16 اردیبهشت 1389  
 
نوازنده و تمرین


بی شک، تمرین اساسی ترین عنصرسازنده هنرمندان است و بزرگترین نقش را خصوصآ برای به اوج رساندن نوازندگان ایفا می کند. مطالبی که در این مقاله آمده حاوی نکاتی است، به صورت پرسش و پاسخ، درباره تمرین های نوازندگی و مسائل مرتبط با آن، که قدم به قدم در این گفتار تشریح می شوند و امید است مفید واقع شوند.

 1- با چه سازی تمرین کنیم؟
این یک پرسش عمومی است که توسط اکثر هنرجویان مطرح می گردد، به هر حال پاسخ به این سوال بستگی مستقیم به دو عامل سازشناسی و وضعیت مادی هنرجویان دارد. هر چقدر شناخت نوازنده از مشخصات سازتخصصی خود کامل تر باشد، درهنگام انتخاب سازمی تواند سازی خوش صدا تر و همینطور با کیفیت ساخت بالاتر انتخاب کند که مسائل فنی ساخت یک ساز خوب بیشتر درآن رعایت شده باشد.

خوشبختانه غیر از موارد عملی نظیر دیدن و نواختن با ساز سایر هنرجویان در کلاس موسیقی و پرسش از استاد، درباره صدا وکیفیت ساخت هر یک از سازهای موجود در کلاس، امروزه با بهره گیری ازاینترنت به سادگی می توان بسیاری از اطلاعات را در این مورد کسب نمود. به هر حال عامل ساز شناسی نیاز به نواختن با سازهای مختلف، بالا رفتن سطح تکنیک در هنرجو برای امتحان بهتر ساز و گذشت زمان دارد.

عامل دوم وضعیت مالی هنرجودر مقطع زمانی است که قصد خرید ساز را دارد، که یکی از مهمترین نقش ها را در انتخاب ساز ایفا می کند. نکته جالبی که برای بسیاری از هنرجویان بوجود می آید، خرید سازی ارزان قیمت به قصد خرید سازی بهتر در آینده است، که در اکثرموارد باعث فروش بسیارارزانتر ساز یا به گوشه ای افتادن آن و عدم استفاده ازآن می گردد. تجربه نشان داده که اینگونه انتخاب ساز بسیاراشتباه است.

برای شروع یاد گیری نواختن، استفاده از سازهای بی کیفیت ای که با عنوان" ساز مشقی" شناخته می شوند مناسب نیست. اینگونه سازها درغالب موارد تنظیم نیستند و باعث می شوند هنرجو نتواند بخوبی با آن تمرین کند، بعلاوه صدای ناخوش آنها می تواند به دلزدگی هنرجو ازتمرین منتهی شود. پس بهتر است خوش صداترین و با کیفیت ترین سازی را که می توانیم، انتخاب کنیم تا درآینده نیز کمتر نیاز به تعویض ساز داشته باشیم.

2-  آیا باید تمرین روزانه باشد؟
برای آموزش و یادگیری ساز هر روز باید تمرین نمود، تا ذهن و عضلات در نتیجه تمرین و تکرارمرتب، برای نوازندگی تربیت شده وآماده شوند. این تصور که یک تمرین سنگین چند ساعته در یک روز، می تواند جای تمرین های کوچکتر چند روزه را بگیرد، بسیار اشتباه بوده و برای عضلات و مفاصلی که آمادگی تمرین ندارند، ضرررسان است.

3- چگونه باید تمرین را آغازکرد؟
شروع کردن تمرین بهتر است با آماده کردن جسم و ذهن انجام پذیرد. قبل از شروع بهتر است برای دقایقی موسیقی گوش کرد تا ذهن از گردونه مسائل روزانه خارج شده به آرامش رسیده و وارد فاز موسیقی شود. در این مدت بهتراست با نرمش هایی که بیشتر بر روی حرکات سروگردن، شانه ها، بازوها ومچ ، انگشتان و بالاخره کمر تمرکز دارند بدن را برای تمرین گرم نمود.

باید توجه داشت برای رسیدن به سطح کمال در نوازندگی، مدت یک عمر انسان نا کافیست! در این میان بایستی از ابزار رسیدن به این سطح، یعنی بدن، با ورزش و رژیم های صحیح غذایی بخوبی مواظبت نمود و آن را همیشه آماده نگه داشت!

هرگز برای شروع تمرین روزانه وبرای گرم کردن دست ها از پاساژهای مشکل و دشوار استفاده نکنید! این گونه آغاز کردن تمرین غیر از آنکه در ابتدای تمرین بدن را چنان خسته می کند که رمقی برای ادامه کار باقی نمی گذارد، ضرر رسان به عضلات بوده و می تواند در دراز مدت باعث بروز آرتروز شود. معمولا می توان از گام ساده کروماتیک بالا و پایین رونده که محدوده موسیقایی ساز را شامل می شود برای گرم کردن دست ها استفاده نمود.

4- فواصل بین تمرین ها و استراحتهای روزانه بایستی چگونه باشد؟
در واقع برای هر میزان تمرین روزانه بایستی از قبل برنامه ریزی صورت گیرد. یک روش مفید می تواند مبتنی بر تکرار مداوم "تمرین واستراحت" باشد. در این روش، بهتر است بعد از بیست دقیقه تمرین ده دقیقه به خود استراحت داد ودر این مدت نرمش نمود تا عضلات از حالت گرفتگی ای که به علت تکرار مداوم یک سری از حرکات در تمرین، به آن دچار شده است، درآیند. در ادامه تمرین، بعد از بیست دقیقه تمرین دوم می توان بیست دقیقه به استراحت پرداخت. بعد از بیست دقیقه سوم می توان تا یک ساعت استراحت داشت. حتی در ساعات بعد می توان حجم استراحت ها را از این مقدار بالا تر برد. این روش تمرین باعث بدست آمدن توان در استمرار تمرینات برای روزهای بعد است.

از استراحت های ما بین تمرینات می توان بسیار مفید استفاده کرد؛ شنیدن موسیقی به عنوان تمرین شنیداری، خواندن مطالب تئوری موسیقی، تاریخ موسیقی و... در جهت بالا تربردن سطح دانش عمومی موسیقی و ورزش نمودن، غیر از آنکه از خشکی و یکنواختی تمرینات می کاهد، از فرد، موسیقیدانی کامل تر می سازد.

5- درهر قسمت از تمرینات چگونه عمل کنیم؟
چون یک موسیقی مبتنی بر عواملی چون صدا( زیروبمی)، ریتم، لگاتوها ودتاشه ها، پیانوها و فورته ها وبسیاری از دیگر عوامل است، در تمرینات باید هر موسیقی به اجزا کوچکتر همانند عواملی که نام برده شد، تقسیم بندی شده و مستقیما روی هر یک تمرین کرد تا ضعف های هر مورد برطرف شود.

در واقع نوازنده بعد از برخواستن از هر یک از بخشهای تمرین، بایستی به یک نتیجه گیری هر چند کوچک در آن مورد، در ذهن خود رسیده باشد، تا آن تمرین مفید قلمداد شود.
6- حداقل چه مقدار تمرین کنیم؟
بطور کلی، کمترین میزانی که برای تمرین لازم است که (البته منجر به حداقل پیشرفت نیز می گردد)، تمرین نواختن روزی یک ساعت است. کمتر از این مقدار تمرین روزانه عملا نتیجه بخش نبوده و در دراز مدت موجب عدم پیشرفت و یا کنار گذاشتن ساز توسط هنرجو می گردد.

7- چگونه به حداکثر تمرین روزانه برسیم؟
رسیدن به میزان حداکثر تمرین روزانه بایستی مانند حرکت روی شیب نرم یک منحنی باشد. رسیدن به حداکثر ساعت تعداد تمرین نبایستی بصورت یک حرکت شتابزده انجام گردد، زیرا در اینصورت به علت عدم آمادگی مجموعه ذهن و جسم نوازنده، اینگونه تمرین ها نمی تواند مستمر باشد. در واقع با افزودن روزانه چند دقیقه تمرین به نسبت تمرین روز قبل کم کم بر میزان توانایی ها افزوده شده، بدن برای تمرین بیشتر آماده می شود. حتی همین چند دقیقه تمرینی که به حجم تمرینات اضافه می گردد، در هر مقطع بایستی چند روز ثابت بماند تا بدن به آن عادت کند. زیرا نکته مهم "پایدار ماندن و استمرارداشتن در تمرین ها"ست.

8- حداکثر چه مقدار تمرین روزانه کافی است؟
بطور کلی نمی توان یک حکم کلی برای این امر داشت، ولی برای کسانی که بصورت حرفه ای قصد دنبال کردن نوازندگی را دارند، حداقل روزانه چهار ساعت تمرین می تواند بسیار مفید باشد. تمرین بیش از این میزان بستگی به توانایی ذهن و جسم فرد دارد و نیاز به آماده ساختن آنها دارد. به هر حال، هر چه تمرین بیشتر، بهتر!

نکته با ارزشی که با حجم تمرین روزانه ارتباط زیادی دارد، آموزش دیدن و یادگیری در مسیر صحیح و متد های درست نزد معلمان با اطلاعات است، که با تمرین کافی منجر به پیشرفت مطلوب می گردد.

9- در تمرینات چه نکاتی لحاظ شود؟
داشتن حداکثر تمرکز در زمان تمرین مطلوب ترین وضعیت است، برای رسیدن به این وضعیت باید از برخی کارها که از میزان تمرکز می کاهد، دوری کرد، مانند موردی که در اینجا می آید:

متاسفانه بسیاری از نوازندگان به غلط، برای نشان دادن روحیات و احساساتشان، اقدام به تکان دادن بیش از اندازه سر و بدن و یا ایجاد میمیک های خاص در صورتشان می نماید. باید دانست، این گونه به اصطلاح ژستها و رقصیدن ها در هنگام تمرین و نوازندگی، موسیقی را زیبا تر نمی سازد؛ بلکه این صدای ساز و نحوه نوازندگی هنرمند است که موسیقی را زیبا تر می کند. انجام اینگونه حرکات برای بازیگران هنرمند باله و اپرا، بر روی سن، تعریف شده و مناسب است و جزو یکی از مسائل هنری که در هنگام اجرا باید لحاظ شود، به حساب می آید.

بعضی معتقدند رقصیدن با ساز، باعث نرمی بیشتر بدن نوازنده شده و بدن او را منعطف تر می سازد، ولی باید دانست تمرین های نرمش بصورت بسیار کامل تر از رقصیدن با ساز، می تواند جداگانه صورت پذیرد تا از میزان دقتمان در هنگام اجرا نکاهد.

در هنگام اجرا با ساز بهتر است احساسات و روحیاتمان را در جهت بهتر به صدا در آوردن ساز و بالا تر بردن توجه مان صرف نماییم و در آنجا با اجرای بهترین نوانس ها، موسیقی را زیباتر سازیم. در یک کلام، بهتر است نوانس ها را به ساز دهیم، نه به بدن خودمان! زیرا برای انجام هر گونه از اینگونه حرکات غیر مفید، درصدی از ناخودآگاه ذهنمان معطوف به اجرای بی وقفه این حرکات شده و از تمرکز و نیروی ذهن برای انجام عمل اصلی می کاهد.

10- آیا تمرینات نوازندگی صرفا فیزیکی و با ساز است؟
به علت آنکه ذهن و جسم هر دو، در نواختن درگیرند و ذهن مسئولیت کنترل تمامی مسائل را بر عهده دارد، تمرینات صرفا فیزیکی و با ساز نبوده و شامل تمرین های ذهنی نظیر آنچه در مقالات :

- اهمیت شنیدن
- نت خوانی و اجرا
- حفظ قطعه برای اجرا

آمده می باشد. مطالب این مقالات می تواند کمک به حل گره های ذهنی کند.
11- قطعات با چه سطح تکنیکی را برای تمرین و نواختن انتخاب کنیم؟
نوازنده همواره بایستی در سه سطح مختلف تکنیکی قطعاتی را انتخاب کرده و بنوازد :

دسته اول، قطعاتی که از لحاظ تکنیکی پایین تر از سطح نوازندگی او هستند، انتخاب این دسته از قطعات بدین دلیل است که نوازنده با تمرین روی آنها، به چند دستاورد مهم زیر می رسد :

الف - با توجه به آنکه نوازنده، نسبتا راحت می تواند این دسته قطعات را بنوازند ومشکل خاصی برای نواختن آنها برای او بوجود نمی آید، مجالی برای اوبدست می آید تا بتواند روی سوناریته یا طنین صدای ساز خود کار کند و به کیفیت آن بهبود بخشد.

ب- نواختن اینگونه قطعات که اصطلاحا" " قطعات تو دست" نامیده می شود باعث می گردد تا روانی دست نوازنده حفظ گردد و دستان او حالت خشکی به خود نگیرند.

ج- به دلایل مختلف، لازم است تا نوازندگان همواره قطعاتی را برای نواختن بصورت آماده داشته باشند، که اینگونه موسیقی ها می توانند، جزو دسته قطعات آماده جای گیرند.

دسته دوم، قطعاتی که هم سطح با توانایی های تکنیکی نوازندگان است، مسلما" انتخاب این دسته از آهنگها نیز، بدلیل حفظ و بهبود بخشیدن در سطح موجود نوازندگی هنرمند است.

دسته سوم، قطعاتی که در سطحی، بسیار بالاتر از قدرت و سطح موجود نوازندگی او می باشد. انتخاب قطعات این دسته به این دلیل است که هر چند در" وضعیت فعلی" تکنیکی نوازنده، امکان نواختن بی نقص و کامل این قطعات حتی با تمرین زیاد نیز، مقدور نمی باشد و امکان اجرای این آثار، با رشد سطح نوازندگی و پخته تر شدن ذهن و نیز گذشت زمان بوجود می آید، اما توجه به این نکته اساسی لازم است که، تلاش و کوشش فراوانی که نوازنده به عمل می آورد تا آثاری بسیار فراتر از سطح تکنیک خود را بنوازد، باعث می شود تا او به " سطحی بالاتر" از وضعیت موجود تکنیکی خود برسد و با این دیدگاه او توانایی های خود را پیشرفت داده است ودر نتیجه، تمرین نواختن این دسته موسیقی ها حرکتی مثبت تلقی می گردد.

12- چگونه می توان به بهترین سوناریته در صداگیری از ساز رسید؟
روشهای صداگیری و تکنیک های مربوط به آن که منجر به بهترین سطح سوناریته سازهای مختلف می گردد متفاوت است، اما یک نکته درباره صداگیری از سازها کلی است و آن لزوم گوش کردن نوازنده به موسیقی ای است که می نوازد. در واقع او باید سعی کند موسیقی خود را در حین نواختن مانند یک شنونده گوش دهد و نقاط ضعف خود را در انواع صداگیری ها شناسایی و برطرف کند. از طرف دیگرهر چه زمان بگذرد و شعور موسیقایی نوازنده نیز رشد یابد، توانایی او در صداگیری بهبود یافته و بهتر قادر خواهد بود تا مسائل مختلف صدا گیری از ساز را، رعایت کند.

13- درهنگامی که نوازنده به سطح نسبتا مطلوبی از نوازندگی رسید، آیا بازهم نیازی به ادامه تمرین های روزانه تکنیکی وجود دارد؟
حتی پس از طی نمودن سطوح اولیه و درهنگامی که نوازنده به سطح نسبتا مطلوبی از نوازندگی رسیده است و توانایی نواختن بسیاری از قطعات را نیز بدست آورده، ادامه تمرین های روزانه تکنیکی ضروری است. (که البته ازآنجا که تکنیک نواختن سازها متفاوت است، درهر سازی شاهد نوع متفاوتی از این تمارین هستیم.)

در واقع یک نوازنده، همواره باید همانند یک ورزشکار حرفه ای که بدنی آماده دارد، قدرت نوازندگی خود را با این دسته از تمرین های مستمر حفظ کند. هر چند بسیاری از نوازندگان، از نواختن این نوع تمارین به علت بی حوصلگی وهمیچنین به اصطلاح خشک بودن آنها طفره می روند، اما باید توجه داشت که رسیدن به یک سطح نسبتا مطلوب به هیچ وجه هم معنا با کنار گذاشتن این نوع تمرینات نیست.
14 - مفهوم عبارت " قوی تر شدن دست نوازنده" که در اثر گذشت زمان و تمرین کردن بدست می آید، چیست؟

این سوال، یکی از جالب ترین موضوعات در حوزه نوازندگی است و تشریح آن نسبتا دشوار است؛ همانطور که می دانیم در اثر تمرین، عضلات و تاندون های دست قوی تر شده و غضروفها نیز نرم تر و روانتر می گردند و از طرف دیگر انگشت ها نیز برای تحمل حالات غیر متعارف، نظیر کشیدگی ها و باز شدن های بزرگ و همینطور تحمل انواع هماهنگی ها با یکدیگر، آمادگی پیدا می کنند و قوی تر می شوند.

اما در واقع، توان و نیرومندی بدست آمده دربخش های مختلف عضلات وانگشتان و... دستها که ناشی از تمرین با ساز است، مقدار بزرگی نیست و مثلا نیروهای وارده به دستان نوازنده، هرگز شبیه یا به اندازه نیروهای وارده به دستان یک ورزشکارنیست و این تصور که " نوازنده قوی دست" ، صرفا یک نوازنده است که با تمرین های زیاد دستانش نیرومند گشته و از این رو قادر به اجرای بسیاری از قطعات شده است ، یک تصور اشتباه است.

در اینباره باید توجه داشت، نیرویی که از طرف مجموعه هر دست برای نواختن سازلازم است، مقدارکوچک و محدودی است؛ و مثلا یک فرد ورزشکار که تمرین های بدن سازی می کند، مقدار بسیار بزرگتری از این نیروها را به دستانش وارد می کند.

تمرین با ساز، نمی تواند که از یک حد محدود و نسبتا کم، عضلات را قوی تر سازد.( زیرا همانطور که گفته شد، نیرویی که برای نواختن ساز لازم است از لحاظ فیزیکی در بحرانی ترین حالات نیز، کوچک است. ) از طرف دیگر جالب اینجاست که بیش از اندازه نیرو گذاشتن درهنگام نواختن نیز باعث انقباض عضلات می گردد که به هیچ وجه برای نوازندگی مطلوب نیست و نتیجه بد و معکوس می دهد. اینجاست که کم کم می توان مفهوم " قوی تر شدن دست ها" را تشریح نمود؛ در واقع این عبارت، یک" اصطلاح مجازی" است که در درجه نخست، نشانگر توانمند ترشدن ذهن نوازنده دردرک مسائل اجرایی است، که حاصل تمرین های او با سازمی باشد.

پس مفهومی که ازاین اصطلاح بدست می آید شامل موارد : اول، قوی تر گشتن "جسمانی" عضلات نوازنده است که بصورت محدود بوده و دوم، توانمند شدن"غیرجسمانی" نوازنده است که بصورت نا محدود بوده و به مفهوم تکامل یافتن قدرت تجزیه و تحلیل ذهن او می باشد.

ذهن که در اثرعواملی چون: ممارست در تمرین با ساز، گذشت زمان، شنیدن موسیقی و مطالعه و آموزش رشد می یابد و به" قدرت درک وتحلیل" بیشتری در حل مسائل موسیقایی و نوازندگی می رسد، توانایی بیشتری دربازنمودن گره های اجرایی موسیقی می یابد وبهتر می تواند به اجرای موسیقی بپردازد ودر واقع اصطلاح" قوی تر شدن دستها" بطور غیر مستقیم به مفهوم، توانمند تر شدن ذهن نوازنده است.

15- هنگامی که درنواختن قسمت هایی از قطعات دچارمشکل می شویم و به همین دلیل موسیقی ناقص می شود، چه راه حلی وجود دارد؟
در واقع، پاسخ به این سوال تا حد زیادی ادامه پاسخ به سوال قبلی است؛ همواره دیده می شود که برای اکثرقریب به اتفاق نوازندگان، میزان هایی که به اصطلاح غیر قابل اجرا و بسیار مشکل هستند در قطعات وجود دارد و در واقع پس از هر بار رسیدن نوازنده به آن بخش ها، موسیقی مورد اجرا دچار ضعف و یا مکث می گردد وگاهی نوازنده دچار یاس ازاجرای آن موسیقی می گردد، به همین دلیل بسیاری نمی توانند آثار مورد علاقه خود را اجرا کنند. یکی از" بهترین" راه حل های این قضیه اینست که:

نوازنده در یک مقطع زمانی چند ماهه، قطعه مورد نظر و همینطور تمامی قسمت هایی که در نواختن آنها دچار مشکل می گردد را به طور مفصل تمرین کند، سپس تمرین کل قطعه را رها سازد و به نواختن اثر دیگری مشغول گردد، و دوباره پس از چند ماه، شروع به تمرین قطعه اصلی نماید و این چرخه را تا رسیدن به کمال در اجرای آن موسیقی ادامه دهد.

در تشریح این روش اینگونه می توان گفت که: در مقطع زمانی که قطعه اصلی را( که در اجرای آن مشکل داریم) پس از یک دوره تمرین رها می سازیم و مشغول تمرین قطعه دیگری می شویم، به غیر از اینکه در این مدت در اثر تمرین پیوسته در نواختن تواناتر می گردیم، ذهن نیز بطور" ناخودآگاه"، مشغول تمرکز و تامل روی مواردی است که در حل مسائل آن دچار ضعف بوده است.

این دوره زمانی مقطعی بسیارحساس می باشد که سپری شدن آن باعث بروز آمادگی و بدست آمدن توانایی های بیشتر ذهن در "هضم و تحلیل" دشواری های روبروی نوازنده می گردد و در بسیاری با سپری شدن آن به روش فوق، توانایی اجرای پاساژهای مشکل دار بوجود می آید.
16- ضبط تمرین موسیقی چگونه می تواند به نوازنده کمک کند؟
از آنجا که بسیاری از نقاط قوت وضعف درهنگام تمرین و اجرا وجود دارد که نوازنده به دلایل مختلف از وجود آنها ناآگاه است، ضبط تمرین و شنیدن آن به دقت، می تواند بعنوان یک ابزار کنترل کننده نوازنده، کمک شایانی به شناسایی نقاط قوت وضعف موجود در کار او نماید. اما بهتر است به دو مورد دقت نماییم:

نکته نخست، توجه داشته باشیم که: اگر از طریق دستگاه ضبط صوت و بوسیله نوار کاست(روش مغناطیسی) تمرینها را ضبط و یا پخش می کنیم، این امکان می تواند بوجود آید که موسیقی در" قسمت هایی" از طول زمان ضبط و پخش اجرایش، کندتر یا تند تر از تمپوی اصلی خوانده شود، که ناشی از دلایلی مثل: وجود ایراد در دستگاه ضبط صوت و یا کیفیت نامرغوب نوار کاست است و در نتیجه بوجود آمدن این ایرادات، اجرای اصلی دستخوش تغییرات صدایی خواهد گشت.

در بعضی مواقع نیز، دستگاه ضبط صوت" کل" یک نوار کاست را، سریعتر یا کندتر از سرعت انتخابی که در آن موسیقی ضبط شده، پخش می کند. در این حالت به علت آنکه کل اجرا و یا در واقع تمامی نت ها باهم، به سرعتی بیشتر یا کمتر از تمپو اصلی خود رسیده اند، تمامی اجرا با سرعتی غیر واقعی شنیده می شود و شنونده در محاسبه "تمپوی اصلی" موسیقی اجرا شده دچار اشتباه می شود.

در حالت اخیر، بدلیل آنکه این تغییر سرعت برای همگی نت ها و بصورت یکسان اتفاق افتاده، نسبت زیرو بمی نت ها به یکدیگر، بازهم حفظ می گردد. اما تمپو موسیقی پخش شده توسط دستگاه نسبت به تمپو انتخابی اصلی، جابجا خواهد گشت .

اگر برای ضبط از (روش های دیجیتالی) مانند کامپیوتر استفاده کنیم، غیر از آنکه چنین مشکلاتی بروز نمی کند و موسیقی ضبط شده نیز در اثر بارها و بارها شنیده شدن تغییر کیفیت نخواهد داد، امکان استفاده از نرم افزارهای صوتی کامپیوتری نیز وجود خواهد داشت و می توان از امکانات فراوان آنها، در بررسی تمرین ضبط شده توسط نوازنده یا اجراهای ضبط شده از موسیقی دان های دیگر بهره برد.

(مانند استفاده از منحنی موج موسیقی و جدا نمودن قسمت هایی از موسیقی از کل آن با استفاده از این منحنی و بررسی دقیق آن قسمتها و اعمال تغییراتی مثل پایین آوردن تمپوی آن و...)

امروزه کامپیوتر و نرم افزارهایش امکانات بسیاری را در اختیار نوازندگان قرار می دهد که متاسفانه استادان و نوازندگان قدیمی به علت نبود این امکانات، از آنها محروم بودند. آنان برای رسیدن به نتیجه در برخی از مسائل اجرای موسیقی، زحمات بسیاری را متحمل می شدند که امروزه با پیشرفت دانش نرم افزارهای صوتی درکامپیوتر، رسیدن به نتایج بسیار آسانتر و سریعتر شده است.

نکته دوم اینکه، حتی دو اجرای پشت سر هم از یک قطعه و از یک نوازنده دقیقا با یکدیگر یکسان نیست و به عبارت دیگر " هر لحظه، کیفیت خاص خود را دارد."

بنابر این درهر بار ضبط از اجرای یک موسیقی، بایستی دانست که این خصوصیات بیشتر مربوط به همان دفعه از اجرا هستند و ممکن است در دفعات بعدی تا حدودی تغییر یابند. ( البته طبیعی است که هر چقدر به نواختن قطعه مسلط تر شویم، تفاوت ها بین دفعات مختلف اجرای آن کمترمی گردد.)

با این وجود، نمی توان پس از شنیدن ضبط یکی از دفعات تمرین، یک حکم کلی درباره نحوه نواختن قطعه صادرکرد، بلکه اگر نقاط قوت و ضعف چندین بار در ضبط ها و اجراها تکرار شدند، آنگاه می توان به نتیجه گیری درباره وجود و چگونگی آنها رسید.
17- استفاده از مترونم برای محاسبه ریتم موسیقی، چه کمکی به نوازنده کمک می کند؟
همانطور که می دانیم موسیقی بر دو پایه اصلی استوار است، اول صدا( زیروبمی) و دوم زمان( ریتم)، بنابراین توجه به عنصر ریتم در موسیقی و فراگیری اجرای صحیح انواع آن برای هنرجویان نوازندگی از اهمیت بالایی برخوردار است.

"اساس محاسبه ریتم موسیقی توسط ذهن نوازنده انجام می پذیرد و در واقع نوازنده باید بتواند ریتم قطعات را در ذهن خود محاسبه کند."

بر این اساس تمرین ریتم خوانی موسیقی، بدون بکار بردن ساز، ذهن را برای محاسبه ریتم در نوازنده تربیت می نماید. آنچه که در مقاله " نت خوانی و اجرا" پیشتر بطور مفصل تری بیان شده، در این زمینه می تواند مفید باشد.

در دوره ای که هنرجو سرگرم فراگیری دوره نوازندگی است، یکی از راههای خوب برای فراگیری محاسبه و اجرای ریتم درهنگام نواختن با ساز، اجرای ریتم توسط پا یا اصطلاحا روش" پا زدن" می باشد.

اما اشتباه شایعی که غالبا در اوایل این دوره برای محاسبه ریتم توسط روش پا زدن اتفاق می افتد، بدینگونه است که هنرجویان ابتدا شروع به نواختن می نمایند و سپس بر اساس نحوه نواختنشان شروع به پازدن می کنند و در این حالت که دیگر زمان پازدن ها با یکدیگر برابر نیست و حالت دلبخواهی در اجرای ریتم اتفاق می افتد، یعنی بعضی نت ها کوتاه تر و بعضی دیگر بلندتر از لحاظ زمانی اجرا می شوند.

متاسفانه این اشتباه باعث می گردد تا بجای آنکه هنرجو اجرای خود را بر پایه ریتم قطعه شکل دهد، ریتم قطعه را بر پایه تصورات و اجرای خود شکل می دهد و در این حالت دیگر قطعه با ریتم اصلی و صحیح خود اجرا نمی گردد و هنرجو نیز با تصور اینکه توسط روش پازدن ریتم نواختن خود را تحت کنترل دارد، یک تصورغلط از ریتم قطعه در ذهن خود پرورانده و بدون اطلاع از وجود این مسئله، ذهنیتی اشتباه از موسیقی مورد اجرا و ریتم آن پیدا کرده و درهنگام نواختنش این مورد بشدت نمود پیدا می کند.

برای کمک به حل این مشکل می توانیم از دستگاه مترونم استفاده کنیم. هنرجو درهنگام نواختن با پازدن و استفاده همزمان از مترونم و هماهنگ نمودن ریتم پا با ریتم انتخاب شده برای مترونم، می تواند ذهن خود را برای اجرای صحیح ریتم پرورش دهد و مشکلی را که در بالا به آن اشاره شد را بتدریج حل نماید.

مترونم دستگاه بسیار مفیدی است که استفاده از آن امروزه در دنیا، عملی بسیار معمول و جا افتاده می باشد. این دستگاه غیر از آنکه ریتم صحیح و بدون خطا و نوسانی را به نوازنده ارائه می کند، دایره زمانی و محدوده ضربی هر یک از ریتم های مختلف از کندترین تا سریعترین را، مانند لارگو(Largo)، آداجیو(Adagio)، آلگرو(Allegro)، پرستو(Presto) و غیره را در اختیار نوازنده می گذارد.

به مرور که فرد در نوازندگی مهارت می یابد، در اجرای صحیح و بدون نوسان انواع ریتم ها نیز تواناتر می گردد و کم کم می تواند بحدی از توانایی برسد که حتی بدون پازدن یا استفاده از مترونم ریتم موسیقی را بخوبی اجرا نماید و کمتر دچار اشتباهات ریتمیک شود.

تمرین های ریتم خوانی قطعات بدون ساز، پا زدن و مترونم همگی ابزارهایی هستند که کمک به نوازنده می کنند تا ذهن او به توانایی محاسبه دقیق ریتم موسیقی رسد و نباید اینگونه تصورداشت که ازهمان روزهای آغازین آموزش، هنرجو بدون کمک گیری از روشهایی از این دست، قادر به اجرای بی نقص ریتم موسیقی می گردد.

18- استفاده از آینه درهنگام تمرین بعنوان ابزاری کنترل کننده، چگونه به نوازنده کمک می کند؟
هنگامی که نوازنده از تمرین نمودن ساز روبروی آینه بهره می جوید، در واقع مانند اینست که او از یک مربی برای کنترل استیل نواختنش بهره می جوید. با استفاده از آینه که می تواند در نقاط و زوایای مختلف دید نوازنده قرار گیرد، امکان کنترل استیل اندام های بدن نوازنده برای او فراهم می گردد.

زیرا اولا، در بسیاری از سازها، وقتی نوازنده مشغول تمرین کردن با ساز است، کلیه زوایا و حالات مختلف اندامهایش در دید مستقیم او نیستند و گاهی ابعاد خود ساز و همینطور نحوه دست گرفتن آن باعث می شود تا نوازنده نتواند مستقیما وضعیت سر و گردن، شانه ها، انگشتها و مچ و دستانش، کمر و یا پاهایش را ببیند و از رعایت وضعیت صحیح استیل آنها، غافل می گردد.

و ثانیا، با توجه به اینکه بسیاری از نکات مختلف موسیقایی وجود دارند که در هنگام تمرین بایستی توسط نوازنده کنترل گردند، این امکان بوجود می آید که فرد از دقت به استیل نواختنش غافل گردد. در اینجاست که اهمیت استفاده از آینه مشخص می گردد و به کمک آن می توان به بررسی زوایای کور وغیر قابل رویت مستقیم اندام ها، درهنگام نواختن پرداخت.
19- روش پیشنهادی برای دستیابی نوازنده به اجرایی صحیح از قطعه چیست؟
از راههای گوناگونی می توان به اجرای صحیح قطعات دست یافت، اما روش پیشنهادی نگارنده- روش مرحله ای- است. با استفاده از این روش، نوازنده به شکل اصولی، قادر به حل مشکلات اجرایی و نیز بیان دیدگاه های شخصی خود می گردد.

1- در این روش، برای اجرای قطعه، نوازنده در درجه اول نیازمند داشتن ادیت صحیح برای دست چپ و راست است. نوازنده فاقد ادیت اصولی و صحیح، برای تمرین و نواختن قطعات دچار مشکلاتی نظیر: از تمپو افتادن موسیقی در قسمتهایی از آن که ادیت دچار مشکل می باشد و یا طولانی شدن بی مورد زمان صرف شده برای تمرین و همینطور صرف انرژی بسیار بیشتری برای به تمپو رساندن قطعه و... می گردد.

همینطور، از دیدگاه زیبایی شناسی، مهمترین عاملی که باعث می شود تا اجرا و بیان نوازندگان از یک موسیقی از یکدیگر متمایز باشد، ادیت های متفاوت آنها از آن موسیقی است، که می تواند به بیان سبکهای متفاوت نوازندگی هنرمندان منجر شود. بنابراین از تاثیر پیش نیازی بنام ادیت، که برای نواختن قطعات به آن نیاز داریم نباید غافل بود.( مراجعه به مقاله ادیت در ویولن-I می تواند باعث روشنتر شدن این مورد شود.)

2- بعد از گذر از مرحله فوق، نوازنده نیازمند تمرین مستقل پاساژهای متفاوت تکنیکی می باشد که در طول قطعه از آنها استفاده شده است. زیرا بدون رفع نمودن تک تک گره های اجرایی این پاساژها، عملا به اجرایی کامل از موسیقی دست نمی یابیم. ( توجه شود به مورد شماره- 15 در مقاله نوازنده و تمرین-4 )

3- در مرحله بعدی، نوازنده نیازمند شناسایی تمپویی به نام "تمپو پایه" است. تمپو پایه، پایین ترین و یا کمترین تمپوی ثابتی است که نوازنده می تواند یک قطعه را بدون مکث و ایجاد گیرهای مختلف اجرایی و همچنین از تمپو افتادن ها- از ابتدا تا انتها- بنوازد.

شناسایی تمپو پایه، بایستی به دقت و درستی از سوی نوازنده انجام پذیرد؛ زیرا روش صحیح به تمپو رساندن قطعه بر پایه این تمپو شکل می گیرد. پس از انتخاب مذکور و تمرین کافی بر روی این تمپو و رفع مشکلاتی نظیر آنچه بیان شد، نوازنده بسته به سطح توانایی هایش، می تواند با استفاده از مترونم تمپو پایه را یک یا چند درجه بالاتر برد.

تمرین بر روی تمپو ثانویه ای که حال دیگر می توانیم آن را تمپو پایه بنامیم، تا زمانی ادامه می یابد که شرایط تعریف شده بالا برای تمپو پایه، برای نوازنده بدست آید. روش فوق را می توان قدم به قدم با بالاتر بردن تمپوها، تا رسیدن به تمپو اصلی موسیقی دنبال کرد. ( توجه شود به مورد شماره- 17 در مقاله نوازنده و تمرین-6 )

4- مورد بعدی، رسیدن نوازنده به توانایی های استقامتی برای اجرای قطعه به خصوص در تمپو اصلی آن است. در واقع نوازنده باید به سطحی از توانایی ها دست یابد که در هنگام نواختن یک موسیقی، وجود خستگی های مختلف در عضلات و مفاصل بدن، او را از اجرای بی وقفه موسیقی باز ندارد.

رسیدن به سطح مطلوب توانایی های استقامتی، با استفاده از نرمش های مختلف بدنی برای قویتر ساختن مفاصل و ماهیچه ها و همینطور داشتن تمرین های مرتب از لحاظ فاصله زمانی و دارای مدت زمان کافی با ساز است. ( توجه شود به موارد شماره-2و4 در مقاله نوازنده و تمرین-1 و موارد شماره-6و7و8 در مقاله نوازنده و تمرین-2 )

5- برای ایجاد و تقویت هماهنگی های اجرایی در تمرین بخش سولو- قطعاتی که برای تکنواز و ارکستر تنظیم شده اند- بهتر است قبلا بخش ( پارت) ارکستر که برای همراهی پیانو تنظیم شده است را بصورت دو نوازی با پیانو تمرین نمود.

زیرا امکان تمرین با ارکستر، برای اکثر نوازندگان به ندرت فراهم می گردد و همینطور هزینه مالی تمرین با ارکستر بسیار بالاست.

از طرف دیگر لازمه داشتن اجرای ارزشمند از این دسته قطعات، داشتن هماهنگی های لازم در اجرا میان سولیست و ارکستر است. بنابراین تمرین هم نوازی با پیانو که می تواند بارها و بارها تا رفع تمام نواقص اجرایی ادامه یابد بسیار مفید است.

6- پس از طی مراحل بالا لازم است تا آنچه که در مجموع، از اجرای قطعه بدست می آید ارزیابی شود تا نقاط ضعف و قوت اجرا شناسایی گردد و در اینجاست که می توان با ضبط اجراها و کنترل آنها به ارزشیابی صحیح از اجرا دست یافت
20- تمرین های کوتاه روزانه چه تاثیری بر نوازندگی دارد؟
روش تمرین و استراحت که پیشتر در مقاله نوازنده و تمرین شماره یک، مورد بررسی قرار گرفت مبتنی بر بهره گیری از کوچکترین فرصت های روزانه برای تمرین نمودن و تقسیم کردن تمرین روزانه به بخش های مختلف و مجزا است.

درهمین راستا ضرورتی ندارد تا در مکان هایی که رطوبت بسیار کمی دارند و یا تاثیر سایرعوامل محیطی مخرب بر روی ساز کم است، با قرار دادن ساز در جعبه از آن محافظت کنیم و تنها در زمان تمرین آنرا خارج کرده و در دیگر اوقات در جایی به دور از چشم، از ساز نگه داری کنیم.

بلکه برعکس، می توانیم ساز را مکانی که بیشتر در آن رفت و آمد داریم و به اصطلاح در جلوی دیدمان قرار دارد، نگه داریم و از کمترین و کوچکترین زمان های موجودی که در میان کارهای مختلف روزانه بوجود می آید برای برقراری ارتباط با ساز و تمرین کردن بهره گیریم.
همانگونه که پیشتر آمد، بدست آمدن توان بدنی برای استمرار بخشیدن به تمرینات در روزهای بعد، استراحت دادن به عضلات و جلوگیری از بروز زود هنگام بیماری های مفاصل از فایده های این روش تمرین است.
از سوی دیگر، اتخاذ این روش سودمند باعث می گردد تا هر یک از مسائل مربوط به گامهای کوچک تمرین، بخوبی فرصت ته نشینی و تجزیه و تحلیل را در ذهن به دست آورده و ذهن به شکل ناخودآگاه درگیر مسائل مربوط به آن بخش تمرین باشد.
اما در اینجا لازم است تا به مورد بسیار مهم دیگری که در سایه این روش برای هنرجو بدست می آید توجه داشت و در واقع آن، بوجود آمدن تربیتی است در نوازنده، که هنروهنرمند را دومقوله جداگانه ومجزا از یکدیگر نمی داند که گهگاه به یکدیگر پیوند خورند و این دیدگاه باعث برقراری ارتباط صحیح ذهنی و درونی میان هنرجو، ساز و تمرین می گردد.
بسیاری از هنرجویان در ابتدا ساز را وسیله ای می بینند که تنها ساعات و زمانهای خاصی در روز می توان به سراغ آن رفت و تنها آن اوقات است که باید به موسیقی و نوازندگی فکر کرد، تمرین نمود و در سایر زمانهای روزهیچگونه پیوند فکری و ارتباط ذهنی میان نوازنده و ساز وجود ندارد. دلزدگی از تمرین و ساز و کندی پیشرفت از اولین نشانه های این نوع تفکر است.
زمانی که فاصله ذهنی و جدایی میان شخص و فعالیت هنری او به کمترین میزان خود رسد، بیشترین میزان پیشرفت فردی حاصل می شود. زیرا احاطه یافتن بر هر امری، هرگز از فاصله داشتن و دوری جستن از آن بدست نمی یابد.
در این زمان هنر چون شریانی در بستر زندگی هنرمند جریان می یابد و دیگر شخص برای شروع کردن تمرین روزانه خود، به دنبال فراهم شدن شرایطی خاص برای آن، انجام شدن کلیه فعالیت های روزمره و یا رسیدن عقربه های ساعت به زمانی مشخص، نیست.
نتیجه این تربیت که همان مانوس شدن فرد با ساز و تمرین است، هیچگاه روزمرگی و دلزدگی را برای فرد به دنبال ندارد، زیرا دراین دیدگاه هنر بخشی از زندگی فرد است نه موضوعی جدای از متن آن.

 
نظرات بینندگان:
ALI
بسیار مفید بود دست مریزاد
------------------------------------------------------------------------
الی
عالی بود با تشکر
------------------------------------------------------------------------
طاها
خيلي جالب بود دوست عزيز-ممنون
------------------------------------------------------------------------
جهانگیر خاکی
درود.بسیار مفید بود ،سپاسگزارم
------------------------------------------------------------------------
: نام
: سایت
  : پست الکترونیک
: پیام شما
کد امنیتی:
-------------------------